چهارشنبه، ۲۹ مهر ۱۴۰۵
پس از چند سال انتشار نسخههایی با داستانهای ضعیف، طراحی مأموریتهای تکراری و ایدههایی که بیش از آنکه به تجربه جنگی مجموعه کال آو دیوتی کمک کنند، آن را از مسیر اصلی دور کرده بودند، Call of Duty: Modern Warfare 4 تلاش میکند اعتبار این مجموعه را احیا کند. کمپین داستانی بازی با تمرکز بر نبردهای نظامی، شخصیتپردازی بهتر و مأموریتهای سینمایی، تجربهای جذابتر از برخی نسخههای اخیر ارائه میدهد.

این بازی در شرایطی عرضه میشود که انتظارات طرفداران پس از تجربههایی مانند Modern Warfare 3 محصول سال ۲۰۲۳ و Black Ops 7 کاهش یافته است. بااینحال، Modern Warfare 4 نشان میدهد برای جذاب کردن یک بازی تیراندازی نظامی، همیشه به دشمنان غولپیکر، تواناییهای غیرواقعی یا پیچشهای داستانی اغراقآمیز نیاز نیست. گاهی بازگشت به اصول اولیه، یعنی شخصیتهای باورپذیر، موقعیتهای پرتنش و مأموریتهایی که بازیکن را در مرکز یک درگیری نظامی قرار میدهند، نتیجه بهتری به همراه دارد. البته این به معنای بینقص بودن بازی نیست. برخی مأموریتها ریتم مناسبی ندارند، بخشهای مخفیکاری میتوانند بیش از حد تنبیهکننده باشند و مدتزمان کمپین نیز چندان طولانی نیست. همچنین، ارزیابی کامل ارزش خرید بازی به بررسی بخش چندنفره و حالت DMZ نیاز دارد.
داستان Modern Warfare 4 چند سال پس از وقایع Modern Warfare 3 جریان دارد. کاپیتان جان پرایس بار دیگر در مرکز ماجرا قرار میگیرد، اما این بار مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و برای انتقام گرفتن از ماکاروف و مقابله با تهدیدی بزرگتر وارد عملیاتی خطرناک میشود. در این میان، شخصیت آرچر با بازی مدس میکلسن نیز بهعنوان یکی از تهدیدهای مهم داستان معرفی میشود. بااینحال، نقطه قوت روایت صرفاً بازگشت شخصیتهای شناختهشده نیست. بازی تلاش میکند جنگ را از زاویه دید سربازانی نشان دهد که در میانه یک بحران بزرگ گرفتار شدهاند و برای زنده ماندن باید با شرایطی غیرقابلپیشبینی روبهرو شوند.
داستان با ورود گروه تفنگداران دریایی Sierra-1 به شهر حاجین آغاز میشود. اعضای گروه در ابتدا در حال انجام گشتی معمولی هستند و حتی برای خرید مواد غذایی توقف میکنند. گفتوگوهای دوستانه، شوخیهای میان اعضای تیم و اشارههایی به موسیقی گروه Wu-Tang، تصویری عادی از زندگی سربازان ارائه میدهد؛ اما این آرامش خیلی زود از بین میرود. با قطع شدن برق و آغاز بمباران، اعضای گروه مجبور میشوند برای رسیدن به ورزشگاهی در نزدیکی خود تلاش کنند. آنها در ابتدا نمیدانند دقیقاً با چه نیرویی روبهرو هستند و تنها پس از رسیدن به مقصد و مواجهه با سربازان دشمن که با چتر نجات فرود میآیند، ابعاد درگیری را بهتر درک میکنند.
این شروع، بهجای تکیه بر نمایشهای اغراقآمیز و صحنههای غیرواقعی، بر ترس، سردرگمی و غریزه بقا تمرکز دارد. نتیجه آن است که بازیکن احساس میکند در یک عملیات نظامی حضور دارد، نه اینکه صرفاً در حال تماشای صحنهای از یک فیلم اکشن پرزرقوبرق باشد.

یکی از مشکلات نسخههای قبلی Modern Warfare، ضعف در پرداخت شخصیتها و استفاده بیش از حد از دیالوگهای کلیشهای بود. Modern Warfare 4 در این زمینه پیشرفت محسوسی دارد و تلاش میکند اعضای گروه Sierra-1 را به شخصیتهایی قابلدرک تبدیل کند. پارک، یکی از شخصیتهای محوری این گروه، نمونه خوبی از این رویکرد است. واکنشهای او به بازگشت دوباره به میدان نبرد، بهویژه پس از تجربه شرایط وحشتناک جنگ، حس خستگی و ترس واقعیتری را منتقل میکند. او صرفاً سربازی نیست که بدون تردید به سمت دشمن حرکت کند؛ بلکه انسانی است که از پیامدهای جنگ آگاه است و برای ادامه مبارزه با فشار روانی دستوپنجه نرم میکند.
البته تمام دیالوگها در سطح یکسانی قرار ندارند. برخی شخصیتها، بهخصوص والریا، گاهی بیش از اندازه نمایشی صحبت میکنند و این مسئله از طبیعی بودن بعضی صحنهها میکاهد. بااینحال، گفتوگوها هنگام درگیریهای شدید، عبور از سنگرها و تعقیبوگریزهای شهری عملکرد بهتری دارند.
بازی مدس میکلسن نیز به شخصیت آرچر وزن بیشتری میدهد. حضور این بازیگر باتجربه به تهدیدهای داستانی اعتبار میبخشد و باعث میشود دشمن اصلی خطرناکتر به نظر برسد.
طراحی مأموریتها یکی دیگر از بخشهایی است که Modern Warfare 4 در آن عملکرد قابلقبولی دارد. بازی میان نبردهای مستقیم، عملیات مخفیکاری، تعقیبوگریزهای پرسرعت و مأموریتهایی با ساختار متفاوت جابهجا میشود، بدون آنکه دائماً به مکانیکهای تازه و غیرضروری متوسل شود. یکی از نمونههای قابلتوجه، مأموریتی است که در آن بازیکن باید میان سه شخصیت مختلف جابهجا شود. هر شخصیت از سلاحها و تجهیزات متفاوتی استفاده میکند و باید اهداف مشخصی را در جریان حمله به یک پایگاه هوایی از بین ببرد. این ساختار به مأموریت تنوع میدهد و اجازه نمیدهد تمام درگیریها به یک الگوی ثابت محدود شوند.
در بخش دیگری از بازی، مأموریت جان پرایس با سرنخی درباره معاملهای مهم آغاز میشود. او برای رسیدن به هدف خود باید از موانع عبور کند، در درگیریهای تنبهتن شرکت کند و در نهایت وارد تعقیبوگریزی سریع در شهر شود. مکانیکهای حرکتی این بخش روان و نسبتاً دقیق هستند و تفاوت آن با مأموریتهای گروه Sierra-1، تنوع مناسبی در روند بازی ایجاد میکند. همکاری غیرمنتظره پرایس با والریا و کارتل او، که از Modern Warfare 2 محصول سال ۲۰۲۲ بازمیگردند، نیز موقعیتهای داستانی متفاوتی به وجود میآورد. این اتحاد نشان میدهد که بازی صرفاً به دنبال تکرار درگیریهای گذشته نیست و تلاش میکند روابط پیچیدهتری میان شخصیتها ایجاد کند.
در مجموع، طراحی بیشتر مأموریتها متنوع است و ریتم بازی در بخشهای اکشن معمولاً حفظ میشود. بااینحال، همه مراحل به یک اندازه موفق نیستند و برخی تصمیمهای طراحی، بهویژه در بخشهای نیمهباز، مشکلاتی ایجاد میکنند.
Modern Warfare 4 تنها یک مأموریت Open Combat دارد؛ ساختاری که به بازیکن اجازه میدهد در محیطی بازتر حرکت کند، تجهیزات جمعآوری کند و اهداف را با آزادی بیشتری از بین ببرد. در نگاه نخست، چنین مأموریتی میتواند تنوع خوبی برای کمپین خطی بازی ایجاد کند، اما اجرای آن چندان موفق نیست. بازیکن در این مرحله پشت خطوط دشمن قرار میگیرد و باید سه هدف را نابود کند. برای انجام این کار، امکان جمعآوری سلاحها، ابزارها و منابع مختلف وجود دارد. بااینحال، ساختار مرحله میان آزادی عمل ظاهری و محدودیتهای طراحی تناقض ایجاد میکند.
در برخی بخشها، کوچکترین انحراف از مسیر مورد انتظار بازی میتواند به شکست منجر شود. برای مثال، عبور اشتباه از تونلی متعلق به قاچاقچیان ممکن است باعث انفجار مواد منفجره شود و بازیکن را مجبور کند بخش بزرگی از مرحله را از ابتدا انجام دهد. تکرار چنین موقعیتهایی، بهجای ایجاد هیجان، بیشتر حس تنبیه شدن را منتقل میکند. برخی ایدهها، مانند استفاده از حسگر ضربان قلب برای شناسایی دشمنان و بهرهگیری از مه غلیظ و برفی برای مخفی ماندن، قابلقبول هستند. بااینحال، مقابله با پهپادهای انفجاری، جابهجایی نامناسب میان حرکت در خشکی و شنا کردن و جمعآوری منابع برای تعمیر سلاحها یا آزاد کردن تجهیزات جدید، باعث میشود این مأموریت با ریتم کلی کمپین هماهنگ نباشد.
امکان سفر سریع به نقاط مرتبط با داستان، نیاز به گشتوگذار در تمام نقشه را کاهش میدهد، اما مشکل اصلی را برطرف نمیکند. به همین دلیل، مأموریت Open Combat در مقایسه با مراحل خطی و سینمایی بازی، یکی از بخشهای ضعیفتر تجربه محسوب میشود.

در نیمه دوم کمپین، تعداد دشمنان زرهپوش افزایش مییابد و برخی از آنها، بهویژه دشمنان مجهز به شاتگان، میتوانند در مدت کوتاهی آسیب زیادی وارد کنند. این تغییر بازیکن را وادار میکند با دقت بیشتری حرکت کند، از پوشش محیط استفاده کند و پیش از ورود به هر اتاق، موقعیت دشمنان را بررسی کند. در چنین شرایطی، تکیه بر حمله مستقیم همیشه بهترین گزینه نیست. گاهی باید پشت دیوارها پناه گرفت، از گوشهها با احتیاط به دشمن شلیک کرد و پیش از پیشروی، مسیر حرکت نیروهای مقابل را سنجید. این سبک مبارزه در برخی لحظات به تجربههای تاکتیکیتر مانند Ready or Not شباهت پیدا میکند.
بااینحال، افزایش دشواری همیشه به معنای افزایش کیفیت نیست. یکی از مشکلات بازی این است که دشمنان گاهی بیش از حد روی شخصیت بازیکن تمرکز میکنند و به اعضای گروه همراه توجه چندانی ندارند. این رفتار، بهخصوص زمانی که همتیمیها در نزدیکی دشمن قرار دارند، از باورپذیری درگیریها میکاهد. همچنین، برخی موقعیتها بهدلیل شدت آسیب دریافتی میتوانند ناگهان به مرگ بازیکن منجر شوند. این مسئله ریتم نبرد را مختل میکند و در لحظاتی که بازی انتظار دارد بازیکن با سرعت پیشروی کند، او را مجبور به حرکت بسیار محتاطانه میکند.
بنابراین، اگرچه مبارزات تاکتیکیتر به ایجاد تنوع کمک میکنند، تنظیم درجه دشواری و رفتار هوش مصنوعی دشمنان همچنان جای بهبود دارد.
با وجود پیشرفتهای Modern Warfare 4، بازی هنوز از برخی ویژگیهای قدیمی مجموعه فاصله نگرفته است. بازیکن همچنان باید در موقعیتهای مختلف دکمهای را برای انجام یک عمل مشخص نگه دارد، در رویدادهای سریع یا Quick Time Event شرکت کند و در مراحل مخفیکاری، بدون جلب توجه دشمنان به مسیر خود ادامه دهد. در برخی از این بخشها، کوچکترین اشتباه باعث بازگشت به آخرین نقطه ذخیره میشود. از سوی دیگر، تعداد دشمنانی که در بعضی درگیریها ظاهر میشوند، گاهی بهاندازهای زیاد است که نبرد از حالت واقعگرایانه خارج میشود و به یک صحنه اکشن اغراقآمیز شباهت پیدا میکند.
این ویژگیها برای طرفداران قدیمی مجموعه ممکن است همچنان جذاب باشند، اما کسانی که از ساختار تکراری کال آو دیوتی خسته شدهاند، احتمالاً با Modern Warfare 4 نیز تغییر بنیادینی در این زمینه احساس نخواهند کرد. بازی بیشتر به دنبال اصلاح نقاط ضعف نسخههای اخیر است تا کنار گذاشتن کامل فرمول شناختهشده مجموعه. بااینحال، تفاوت اصلی در نحوه استفاده از این فرمول دیده میشود. در این نسخه، صحنههای اکشن معمولاً در خدمت روایت قرار دارند و بازی کمتر به سراغ ایدههایی میرود که صرفاً برای ایجاد هیجان لحظهای طراحی شدهاند. همین رویکرد باعث شده است که حتی با وجود برخی مکانیکهای آشنا، کمپین انسجام بیشتری داشته باشد.
از نظر فنی، Modern Warfare 4 یکی از نقاط قوت خود را در کیفیت بصری و نحوه نمایش محیطهای تخریبشدنی نشان میدهد. جزئیات محیطها، جلوههای انفجار و نمایش تخریب سازهها به ایجاد حس حضور در میدان نبرد کمک میکنند. یکی از نمونههای قابلتوجه، صحنههایی است که در آنها بخشهایی از ساختمان پس از مشخص شدن اهداف، به قطعات کوچکتر تبدیل میشوند. چنین جزئیاتی در کنار طراحی محیطهای جنگی و نمایش موقعیتهای پرتنش، باعث میشوند درگیریها تأثیر بصری بیشتری داشته باشند.
بازی همچنین در صحنههایی که نیروهای نظامی با غیرنظامیان درگیر میشوند یا بازیکن در محیطهای تحت کنترل دشمن حرکت میکند، تلاش میکند پیامدهای انسانی جنگ را نشان دهد. این لحظات به روایت عمق بیشتری
میبخشند و مانع میشوند که تمام تجربه صرفاً به تیراندازی و از بین بردن دشمنان محدود شود. عملکرد بازی روی پلیاستیشن ۵ در طول کمپین بسیار پایدار گزارش شده و مشکل جدی در اجرای آن مشاهده نشده است. البته برخی جزئیات چهره شخصیتها خارج از صحنههای سینمایی کیفیت کمتری دارند و هنگام حرکت سریع در محیط، گاهی پدیده ظاهر شدن ناگهانی اجزای تصویر یا Pop-in دیده میشود.
این ایرادها در مقایسه با کیفیت کلی نمایش بصری چندان بزرگ نیستند، اما نشان میدهند که بازی از نظر فنی کاملاً بینقص نیست. بااینحال، ترکیب عملکرد پایدار و محیطهای پرجزئیات، تجربهای رضایتبخش روی کنسول سونی ایجاد میکند.

یکی از نکات منفی Modern Warfare 4، مدتزمان نسبتاً کوتاه بخش داستانی آن است. اگر انتظار دارید کمپینی طولانی با مأموریتهای متعدد و ساعتها محتوای تکنفره دریافت کنید، احتمالاً این بازی بهتنهایی پاسخگوی انتظارات شما نخواهد بود. بااینحال، کوتاه بودن کمپین لزوماً به معنای تجربهای ضعیف نیست. آنچه Modern Warfare 4 را از برخی نسخههای اخیر متمایز میکند، کیفیت کلی مأموریتها و پیوستگی بهتر روایت است. در مقایسه با Modern Warfare 3 محصول سال ۲۰۲۳ و Black Ops 7، این نسخه داستان منسجمتر و مراحل جذابتری ارائه میدهد.
شخصیتها مسیر مشخصتری را طی میکنند و اتفاقات داستانی تأثیر بیشتری بر روابط میان آنها دارند. برخی از شخصیتها نیز سرنوشت تلخی پیدا میکنند که به روایت وزن عاطفی بیشتری میبخشد. این موضوع بهویژه برای طرفدارانی اهمیت دارد که از سال ۲۰۱۹ داستان بازسازیشده Modern Warfare را دنبال کردهاند و منتظر جمعبندی مناسبی برای اتفاقات گذشته بودهاند. در واقع، Modern Warfare 4 تلاش میکند بهجای افزایش مصنوعی مدتزمان بازی با مأموریتهای تکراری، تجربهای فشردهتر اما باکیفیتتر ارائه دهد. این تصمیم در مجموع نتیجه مثبتی داشته است، هرچند همچنان میتوان انتظار محتوای بیشتری در بخش تکنفره داشت.

Modern Warfare 4 یکی از کمپینهای داستانی قابلتوجه کال آو دیوتی در سالهای اخیر را ارائه میدهد. بازی با کنار گذاشتن بخش زیادی از ایدههای غیرضروری نسخههای قبلی، دوباره بر شخصیتپردازی، مأموریتهای نظامی جذاب، روایت منسجم و صحنههای اکشن باکیفیت تمرکز کرده است. البته این بازگشت به مسیر درست بدون نقص نیست. مأموریت Open Combat عملکرد ضعیفتری دارد، برخی درگیریها بیش از حد دشوار میشوند و هوش مصنوعی دشمنان در بعضی موقعیتها رفتار غیرطبیعی نشان میدهد. کمپین نیز چندان طولانی نیست و کسانی که از ساختار همیشگی کال آو دیوتی رضایت ندارند، احتمالاً با این نسخه نیز کاملاً متقاعد نخواهند شد.
نکته مهم این است که ارزیابی بخش داستانی بهتنهایی برای قضاوت درباره ارزش خرید کامل بازی کافی نیست. کیفیت بخش چندنفره و حالت DMZ نیز در تصمیم نهایی نقش مهمی دارند. بااینحال، اگر معیار شما کیفیت بخش داستانی باشد، Modern Warfare 4 تجربهای قابلتوجه ارائه میدهد. بازی نشان میدهد که مجموعه کال آو دیوتی همچنان میتواند با تکیه بر اصول ساده اما مؤثر، یعنی داستانی جذاب، شخصیتهای باورپذیر و طراحی مناسب مراحل، تجربهای سرگرمکننده خلق کند.
در نهایت، Modern Warfare 4 را میتوان بازگشتی امیدوارکننده برای مجموعه دانست؛ اثری که بهجای تلاش برای تغییر هویت کال آو دیوتی با مکانیکهای عجیب، نقاط قوت قدیمی آن را احیا میکند. اگرچه این بازی هنوز به سطح یک تجربه کاملاً بینقص نمیرسد، کمپین آن میتواند برای طرفداران بازیهای تیراندازی نظامی و کسانی که از داستانهای منسجم و اکشن سینمایی لذت میبرند، انتخابی ارزشمند باشد.