دوشنبه، ۵ مرداد ۱۴۰۵
آخرین نسخهای که از این مجموعه بازی کردم، بی شک بازی Sniper: Ghost Warrior 3 بود که در سال ۲۰۱۷ عرضه شد. با اینکه در بررسی امتیاز ۶.۵ داده شد، چرخه اصلی گیمپلی و مکانیکهای تکتیراندازی آن کاملاً درست و دقیق طراحی شده بودند. چیزی که بازی کم داشت، تمرکز روایی بهتر، استفاده مناسبتر از جهانباز و پرداخت نهایی لازم برای برطرف کردن باگهایی بود که حتی تا زمان عرضه نیز در بازی باقی مانده بودند. نخستین نسخه Contracts در سال ۲۰۱۹ عرضه شد و با کنار گذاشتن جهانباز، چرخه گیمپلی بسیار بیشتر مبتنی بر موقعیتهای از پیش طراحیشده و سینمایی را ارائه کرد. این روند در Super Ghost Warrior Contracts 2 نیز ادامه پیدا میکند و در مجموع، چرخه اصلی گیمپلی همچنان به همان اندازه قدرتمند است، اما وضعیت برخی از عناصر پیرامون آن کمی متفاوت است.

بار دیگر، Contracts 2 اعتبار خود را مدیون گیمپلی فوقالعاده تیراندازی از پشت دوربین یک تفنگ تکتیرانداز است. ویژگی اصلی این بازی، امکان از پا درآوردن دشمنان از فاصلههای بسیار دور، حتی بیش از یک کیلومتر، است؛ قابلیتی که برای نخستین بار در این مجموعه ارائه شده است. سازندگان تصمیم هوشمندانهای گرفتند و جهانباز را کنار گذاشتند، زیرا طراحی نقشهها شما را به سمت موقعیتهای تکتیراندازی هدایت میکند؛ موقعیتهایی که بهترین بخش مکانیکها و تعاملات بازی را تشکیل میدهند.
در اصل، بازی به پنج مأموریت تقسیم میشود که هرکدام شامل بخشهایی با سبک جابهجایی در محیطهای نیمهجهانباز هستند. شما وارد این نقشهها میشوید و در آنها حرکت میکنید تا به نقاط مختلف مناسب برای تکتیراندازی برسید. پس از رسیدن به این نقاط، بازی آرام میشود؛ شخصیت روی زمین دراز میکشد و شما وارد دوربین دوچشمی و دوربین تفنگ تکتیرانداز میشوید و اهداف را در فاصلههای مختلف شناسایی میکنید. سپس یا آنها را از پا درمیآورید، یا بهسادگی مشغول حل کردن معمایی میشوید که چگونه میتوان یک شلیک تمیز و بدون دردسر انجام داد.
در واقع، دو نوع مأموریت وجود دارد: قراردادهای شلیک از فاصله دور شما را بهاجبار به سمت نقطه مناسب برای تکتیراندازی میبرند، اما نقشههای دیگر این امکان کلاسیک را به شما میدهند که عقب بنشینید و دشمنان را از فاصله دور هدف بگیرید یا بهصورت مخفیانه و از فاصله نزدیک وارد عمل شوید. تکتیراندازی همیشه انتخاب بهتری است؛ هم از نظر احتمال موفقیت در انجام اهداف مأموریت و هم از نظر میزان لذتبخش بودن تجربه در مسیر رسیدن به آن اهداف. این یک بازی تکتیراندازی است که تکتیراندازی را بهدرستی اجرا میکند. مخفیکاری نیز یکی از بخشهای بازی است و اگر بخواهید میتوانید رویکرد مخفیانه را انتخاب کنید و چرخه اصلی گیمپلی را تغییر دهید، اما این کار به اندازه تکتیراندازی لذتبخش نیست، زیرا تمرکز اصلی بازی روی آن قرار ندارد.
ابزارهای بسیار زیادی در اختیار شما قرار میگیرد، گزینههای فراوانی برای انتخاب تجهیزات وجود دارد و با پیشرفت در بازی میتوانید یک درخت مهارت را ارتقا دهید و تکمیل کنید. اما در بخش زیادی از تجربه من، بیشتر این گزینهها صرفاً جنبه تزئینی داشتند. میتوانم مواردی مانند نارنجک یا کیت پزشکی را بهعنوان تجهیزات ویژه انتخاب کنم، اما اگر درست بازی کنید، هیچوقت آسیب جدی نمیبینید و پرتاب کردن چیزهایی که منفجر میشوند نیز کاملاً در تضاد با چرخه گیمپلی اصلی بازی به نظر میرسد.

یکی دیگر از قابلیتهای مهم و تمرکزهای اصلی این نسخه، برجک تکتیراندازی از راه دور است که یک تفنگ را روی یک سامانه خودکار برای کشتن دشمنان قرار میدهد. مشکل این بود که من تقریباً هیچ موقعیتی پیدا نکردم که این ابزار واقعاً مناسب یا کاربردی به نظر برسد؛ دستکم نه در همان لحظهای که باید از آن استفاده میکردم. پس از پایان مأموریت و تکمیل یک موقعیت خاص، با خودم فکر میکردم: «اگر یک برجک را در جای مناسبی قرار میدادم، میتوانست تمام دشمنان این درگیری را از بین ببرد.» اما تنها راهی که واقعاً میتوانستم این موضوع را عملی کنم، این بود که کل مأموریت را از ابتدا دوباره بازی کنم؛ آن هم با دانشی که عملاً در حد داشتن اطلاعات تقلبی و پیشبینی آینده بود.
بنابراین بسیاری از این ابزارها و گزینههای متنوع در نهایت هم ناکارآمد به نظر میرسند و هم از نظر روایی با بازی تناسب ندارند. من واقعاً نمیتوانم با این موضوع کنار بیایم که در یک بازی مخفیکاری، مینهای انفجاری کار بگذارم و پشت سر خودم موجی از سر و صدا و آشوب به جا بگذارم.
بازی در بخش تکتیراندازی عملکرد بسیار خوبی دارد، در بخشهای دیگر قابل قبول است و زرادخانه گستردهای را در اختیار شما قرار میدهد که بخش زیادی از آن عملاً استفاده نمیشود. اما بزرگترین مشکل بازی در واقع به گستره محدود و پیشروی خطی آن مربوط میشود. برای هرکدام از پنج مأموریت چالشهایی وجود دارد، اما پاداش آنها فقط ارز بیشتری درون بازی است؛ ارزی که همین حالا هم آنقدر فراوان است که اگر فقط با چالشهای متوسط بازی را به پایان برسانید، میتوانید تقریباً همه چیز را آزاد کنید.
بهجز شکار تروفیها یا دستاوردها، واقعاً دلیلی پیدا نمیکنم که پس از تمام کردن بازی دوباره به سراغ آن بروم. و این بزرگترین مشکل بازی است: خبری از بخش چندنفره، عناصر تصادفی در طراحی مأموریتها یا سازنده چالش وجود ندارد. همان پنج مأموریت، بهعلاوه پیشدرآمدها و مقدمهها، تمام محتوای بازی را تشکیل میدهند و وقتی آنها را تمام کردید، خب... دیگر کارتان تمام است.
قرار است محتوای قابل دانلود جدیدی برای بازی عرضه شود که میتواند به این مشکل کمک کند و طبق برنامه، این محتوا رایگان خواهد بود. بنابراین شاید این بازی بتواند بهمرور کمبود محتوای اولیه خود را جبران کند و گستردهتر شود. اما در زمان عرضه، محتوایی که در اختیار داریم محدود است. بنابراین مهم است بدانیم این بازی دقیقاً چه چیزی است: یک تجربه اصلی خوب که نسبتاً سریع به پایان میرسد و وعده دریافت محتوای بیشتر در آینده را میدهد.

با نگاه به تجربههای قبلیام از این مجموعه، فکر میکنم مهم است اشاره کنم که این بازی در مجموع تقریباً بدون باگ و مشکل فنی است. البته در همان منطقه اول با یک باگ مواجه شدم که در آن مأموریت را کامل کرده بودم، اما بازی اجازه خروج نمیداد و ثبت نمیکرد که منطقه اول به پایان رسیده است؛ بنابراین مجبور شدم دوباره به آنجا برگردم و مأموریت را برای بار دوم انجام دهم. اما بهجز این مورد، همهچیز کاملاً روان پیش رفت.
با وجود تمام این ایرادها، نباید تمرکز خود را از هسته اصلی بازی از دست بدهید: روی زمین دراز کشیدن و یکییکی از پا درآوردن اهداف. در بهترین حالت، این تجربه شبیه نابود کردن حریف در بازی شطرنج است؛ بهگونهای که دفاع او را مهرهبهمهره از بین میبرید. اگر مهره اشتباهی را بزنید، یا مهره درست را در زمان نامناسب از بین ببرید، کل پایگاه به حالت هشدار درمیآید و شاه شما از صفحه خارج شده و به سمت خروجی فرار میکند.
اما اگر همهچیز را درست انجام دهید، نقشه خالی میشود و تنها ارواح دشمنان از دنیا رفته هستند که صحنههای پایانی مربوط به دوربینهای آهسته مرگ گلولهها را نظاره میکنند. حتی اگر رویکردی «صلحطلبانهتر» در پیش بگیرید و تصمیم بگیرید فقط هدف اصلی را از بین ببرید، باز هم با چالشهای جذابی روبهرو خواهید شد. برای مثال، ممکن است مجبور شوید از فاصلهای بیش از یک کیلومتر قفل یک هدف را باز کنید. باید این هدف را از پشت کرکرههایی که دید شما را مسدود کردهاند بیرون بکشید، یا یکی از دو هدف را از همراهش جدا کنید؛ زمانی که باید هر دو را از بین ببرید، اما نمیتوانید با گلولهای که هدف اول را میکشد، هدف دوم را از حضور خود مطلع کنید.
یا اگر احساس جسارت میکنید، میتوانید اهداف را کنار یکدیگر جمع کنید و زمانبندی شلیک را بهدرستی انجام دهید: یک گلوله، دو کشته. این چرخه در هر مأموریت بارها و بارها تکرار میشود. این چرخه رضایتبخش و سرگرمکننده است. این چرخه، تجربه اصلی بازی را تشکیل میدهد و میتوانید آن را با کمک یک نشانه قرمز کوچک انجام دهید که دقیقاً به شما نشان میدهد گلوله با توجه به فاصله، سرعت باد و تنظیم دوربین تفنگ، در کجا فرود خواهد آمد. یا میتوانید همهچیز را بهتنهایی انجام دهید و اندازهگیری تمام این عوامل را به مهارت و تجربه خودتان بسپارید. تجربه بسیار خوبی است.
در سیستم امتیازدهیمان بین امتیاز ۸، یعنی «خوب»، و ۷.۴، یعنی «بالاتر از میانگین»، مردد هستم. دوست دارم آن را یک بازی خوب بنامم و امتیاز ۸ به آن بدهم، اما گستره بازی آنقدر محدود است که در نهایت تصمیم گرفتم امتیاز «بالاتر از میانگین» را انتخاب کنم. فکر میکنم عناصر لازم برای افزایش امتیاز بازی وجود دارند، اما بسیاری از این عناصر، آیتمها و سلاحها در مقایسه با تجهیزات اصلی که هم برتری آشکاری دارند و هم بهراحتی به دست میآیند، کاملاً بیاستفاده به نظر میرسند. تنوع بازی بیشتر شبیه یک توهم است. موقعیتهای منحصربهفرد کافی وجود ندارد، یا این موقعیتها به اندازه کافی واضح طراحی نشدهاند تا بتوانید واقعاً از تمام زرادخانه بازی استفاده کنید.
در نتیجه، تجربه بازی به پنج مأموریت نسبتاً محدود خلاصه میشود: مخفیانه به سمت نقطه تکتیراندازی حرکت کنید، معمای مربوط به از بین بردن اهداف را حل کنید، اهداف را بکشید، سپس مخفیانه به سمت نقطه تکتیراندازی بعدی بروید. دوباره و دوباره همین روند را تکرار کنید؛ البته فقط در تعداد محدودی از مأموریتها، تا زمانی که تیتراژ پایانی روی صفحه ظاهر شود. اگر محتوای قابل دانلود برنامهریزیشده بتواند تأثیر خوبی بگذارد، این احتمال وجود دارد که بخواهم امتیاز بازی را کمی افزایش دهم. همچنین فکر میکنم قیمت ۴۰ دلاری بازی تا حدی بازتابدهنده همین گستره محدود است. بازی ارزش خود را دارد و هسته اصلی خوبی در آن وجود دارد، اما برای اینکه امتیاز آن از ۷.۴ به ۸ برسد، به کمی بیشتر از همین هسته نیاز دارم.
تکتیراندازی مکانیکی است که تقریباً در هر بازی تیراندازی اولشخص پیدا میشود، اما این عناوین کمیابتر در این ژانر، مانند Sniper Ghost Warrior Contracts 2، هستند که تمام چرخه گیمپلی را حول آن بنا میکنند. این چرخه بهخوبی اجرا شده و هسته اصلی بازی تجربهای عالی و شبیه به حل یک معماست؛ تجربهای که در آن باید با دقت و مهارت، هدفی را از فاصله یک کیلومتری از پا درآورید. بازی عمدتاً در این بخش شکست میخورد که در زمان عرضه تنها پنج مأموریت دارد و محتوای بسیار کمی در اطراف این چرخه اصلی ارائه میدهد؛ به همین دلیل، تجربه کلی کمی کوتاه به نظر میرسد. یک بازی خوب در اینجا وجود دارد و امیدواریم محتوای قابل دانلود برنامهریزیشده بتواند بهترین بخشهای آن را آشکار کند و مقدار بیشتری از این تجربه اصلی رضایتبخش را در اختیار بازیکنان قرار دهد.