نقد و بررسی بازی Red Dead Redemption؛ شاهکاری که هنوز در غرب وحشی نفس می‌کشد

نقد و بررسی بازی Red Dead Redemption؛ شاهکاری که هنوز در غرب وحشی نفس می‌کشد

چهارشنبه، ۲۱ مرداد ۱۴۰۵

من عاشق فیلم‌های وسترن هستم؛ ژانری که در طول سال‌ها با شکل‌ها و زیرژانرهای مختلف آن آشنا شده‌ام؛ از وسترن‌های مدرن و اسپاگتی وسترن گرفته تا حتی وسترن‌های اسیدی. به همین دلیل، همیشه به دنبال آثار جدیدی هستم که بتوانند حس و حال غرب وحشی را به شکلی متفاوت به تصویر بکشند.

در مدتی که مشغول تجربه جدیدترین پورت Red Dead Redemption بودم، برای قرار گرفتن در فضای مناسب، دوباره سراغ برخی از مهم‌ترین آثار سینمای وسترن رفتم؛ فیلم‌هایی مانند Stagecoach ساخته جان فورد و True Grit از برادران کوئن. هدفم این بود که غرب وحشی را از زوایای مختلف ببینم و سپس بتوانم بازی بزرگی مانند Red Dead Redemption را با نگاه دقیق‌تری بررسی کنم. اما حقیقت این است که برای اطمینان از چیزی که از سال ۲۰۱۰ و اولین تجربه بازی می‌دانستم، واقعاً به این کارها نیازی نداشتم. Red Dead Redemption در سال ۲۰۱۰ یک شاهکار بود و امروز هم همچنان یک شاهکار است. پورت جدید این بازی برای پلی‌استیشن ۴ و نینتندو سوییچ، فارغ از حس نوستالژی، شواهد زیادی برای اثبات این ادعا در اختیارمان می‌گذارد.

داستان یک یاغی در جست‌وجوی رستگاری

Red Dead Redemption در نسخه‌ای خیالی از غرب آمریکا جریان دارد و بازیکن را در نقش جان مارستون قرار می‌دهد؛ یاغی سابقی که تلاش می‌کند گذشته خود را پشت سر بگذارد و زندگی آرامی برای خودش و خانواده‌اش بسازد. اما گذشته به این راحتی دست از سر او برنمی‌دارد. جان مجبور می‌شود برای یک سازمان دولتی کار کند و اعضای سابق گروه بدنام Van der Linde را که زمانی همراه خودش بودند، پیدا کند. انگیزه جان برای پذیرفتن این مأموریت نیز بسیار ساده و در عین حال تلخ است: دولت خانواده او را گروگان گرفته تا مطمئن شود جان همکاری خواهد کرد.

همین ایده، داستان بازی را از همان ابتدا جذاب می‌کند. جان مارستون قهرمانی نیست که از روی علاقه دوباره به سراغ اسلحه برود. او مردی است که تلاش می‌کند از خشونت فرار کند، اما شرایط زندگی دوباره او را به همان دنیایی می‌کشاند که می‌خواست برای همیشه پشت سر بگذارد. در واقع، مفهوم «رستگاری» در عنوان بازی فقط یک کلمه نیست؛ تمام داستان حول همین مفهوم شکل گرفته است.

غرب وحشی که همیشه چیزی برای کشف دارد

گیم‌پلی Red Dead Redemption ترکیبی از مأموریت‌های خطی و گشت‌وگذار آزاد در یک جهان‌باز وسیع است. در مأموریت‌های داستانی معمولاً سوار اسب می‌شوید، به مقصد موردنظر می‌روید، وارد درگیری‌های مسلحانه می‌شوید و گاهی نیز کارهایی مانند تحویل کالا، گله‌داری یا فعالیت‌های جانبی را انجام می‌دهید. اما چیزی که بیش از همه باعث می‌شود جهان بازی جذاب باقی بماند، اتفاقاتی است که خارج از مأموریت‌های اصلی رخ می‌دهند.

یکی از بهترین ویژگی‌های Red Dead Redemption همین است که همیشه امکان دارد هنگام انجام یک کار ساده، وارد ماجرایی کاملاً متفاوت شوید.

برای مثال، ممکن است در حال رفتن به سمت یک مأموریت داستانی باشید که ناگهان یک خرگوش در جاده ببینید. اگر در حال انجام یکی از چالش‌های شکار باشید، احتمالاً تصمیم می‌گیرید آن را شکار کنید. بعد از این کار ممکن است با یک شخصیت غیرقابل‌بازی مواجه شوید که شما را به فرد دیگری برای یک فرصت کاری معرفی می‌کند. در مسیر رسیدن به آن فرد، یک جکالوپ افسانه‌ای پیدا می‌کنید و به دنبال آن می‌روید. بعد از کشتن حیوان، به یاد می‌آورید که مأموریت اصلی هنوز منتظر شماست. اما هنگام بازگشت، ناگهان مورد حمله قرار می‌گیرید و اسبتان دزدیده می‌شود. حالا دیگر هدف شما انجام مأموریت داستانی نیست؛ باید سارق را تعقیب کنید و اسبتان را پس بگیرید. ممکن است چنین اتفاقی در نگاه اول فقط یک رشته اتفاقات تصادفی به نظر برسد، اما دقیقاً همین لحظات هستند که Red Dead Redemption را خاص می‌کنند.

جهانی که فقط یک فهرست مأموریت نیست

بسیاری از بازی‌های جهان‌باز امروزی نقشه بزرگی در اختیار بازیکن قرار می‌دهند که پر از علامت، مأموریت فرعی و آیتم قابل جمع‌آوری است. اما مشکل اینجاست که گاهی این دنیاها بیشتر شبیه یک چک‌لیست بزرگ هستند تا یک جهان زنده. Red Dead Redemption چنین حسی ندارد. حیوانات به یکدیگر واکنش نشان می‌دهند، مردم شهرها و مناطق مرزی مشغول فعالیت‌های خودشان هستند و اتفاقات مختلف بدون اینکه الزاماً منتظر دخالت بازیکن باشند، رخ می‌دهند. شما فقط در یک نقشه بزرگ حرکت نمی‌کنید؛ در جهانی حضور دارید که اجزای مختلف آن به شکلی طبیعی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این موضوع حتی بیش از ۱۳ سال پس از عرضه اولیه بازی همچنان چشمگیر است.

سیستم افتخار؛ انتخاب‌هایی که بی‌تأثیر نیستند

یکی دیگر از عناصر جذاب Red Dead Redemption سیستم Honor یا همان افتخار است. رفتار شما در طول بازی روی نحوه برخورد جهان با جان تأثیر می‌گذارد. اگر رفتار اخلاقی داشته باشید، به شخصیت‌های غیرقابل‌بازی کمک کنید، اموال دزدیده‌شده را بازگردانید یا دشمنان را بدون کشتن از پا درآورید، اعتبار شما افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه، جهان بازی نیز به شکل‌های مختلف به رفتار شما واکنش نشان می‌دهد. برای مثال، ممکن است فروشندگان تخفیف بیشتری ارائه کنند یا برخی شخصیت‌ها رفتار متفاوتی با جان داشته باشند. در طرف مقابل، اگر مسیر خشونت و بی‌قانونی را انتخاب کنید، پیامدهای متفاوتی خواهید دید. این سیستم البته به اندازه Red Dead Redemption II عمیق و گسترده نیست، اما دیدن چنین مکانیزمی در بازی‌ای که در سال ۲۰۱۰ عرضه شده، همچنان قابل‌توجه است.

تیراندازی هنوز لذت‌بخش است

از نظر مکانیکی، Red Dead Redemption عملکرد بسیار خوبی دارد و سیستم تیراندازی آن هنوز هم رضایت‌بخش است. یکی از مهم‌ترین عناصر گیم‌پلی، قابلیت Dead Eye است. با استفاده از این قابلیت، جان می‌تواند زمان را آهسته کند و اهداف مختلف را با دقت بیشتری نشانه بگیرد. Dead Eye هم در شکار و هم در مبارزه با چندین دشمن بسیار کاربردی است و یکی از ویژگی‌هایی محسوب می‌شود که به گیم‌پلی بازی شخصیت خاصی می‌دهد.

البته نباید انتظار گرافیک مدرن داشته باشید. این همچنان یک بازی متعلق به دوران پلی‌استیشن ۳ و ایکس‌باکس ۳۶۰ است. با این حال، وضوح 4K و اجرای قفل‌شده روی ۳۰ فریم بر ثانیه باعث می‌شوند تجربه بازی روان‌تر و چشم‌نوازتر باشد.

داستانی که هنوز تأثیرگذار است

شاید بزرگ‌ترین نقطه قوت Red Dead Redemption داستان آن باشد. کمپین بازی سفری است درباره مردی که تلاش می‌کند رستگاری پیدا کند، اما مجبور می‌شود دوباره به خشونت بازگردد؛ آن هم پس از اینکه توانسته بود برای خودش و خانواده‌اش زندگی آرامی بسازد. داستان جان مارستون از جهاتی یادآور فیلم Unforgiven ساخته کلینت ایستوود است؛ فیلمی که در آن شخصیت اصلی، ویل مانی، یک یاغی بازنشسته است که دوباره برای دریافت جایزه به دنیای خشونت بازمی‌گردد. این شباهت اتفاقی نیست. Red Dead Redemption به‌خوبی از سنت سینمای وسترن استفاده می‌کند، اما صرفاً مجموعه‌ای از کلیشه‌های این ژانر نیست.

وسترنی متفاوت و تاریک

اگر بخواهیم Red Dead Redemption را در میان آثار وسترن قرار دهیم، احتمالاً بهترین توصیف برای آن «وسترن تجدیدنظرطلب» خواهد بود؛ اثری که کلیشه‌های کلاسیک غرب آمریکا را می‌گیرد و آنها را از زاویه‌ای تاریک‌تر و واقع‌گرایانه‌تر بررسی می‌کند. برای نمونه، برخی شخصیت‌ها یادآور چهره‌های مشهور سینمای وسترن هستند. مارشال جانسون شباهت زیادی به جیمز کابرن در فیلم Pat Garrett and Billy the Kid دارد. موسیقی وودی جکسون نیز در بخش‌هایی یادآور آثار انیو موریکونه در وسترن‌های اسپاگتی است. اما Red Dead Redemption صرفاً تقلیدی از فیلم‌های قدیمی نیست. راک‌استار توانسته جهان وسترن خودش را خلق کند.

غربی که در این بازی می‌بینیم، جای زیبایی نیست. قانون‌گذاران فاسد هستند، خطر از هر طرف وجود دارد و تعصبات اجتماعی گسترده‌اند. سرزمین خشک و خشن است و بسیاری از مردمی که در آن زندگی می‌کنند، برای بقا دست به هر کاری می‌زنند. دنیا در حال تغییر است و کسانی که نمی‌توانند خودشان را با این تغییر هماهنگ کنند، قربانی آن می‌شوند. این مفهوم یکی از ستون‌های اصلی داستان جان مارستون است.

بزرگ‌ترین مشکل: یک پورت ساده

با وجود تمام این نقاط قوت، نسخه جدید Red Dead Redemption بدون ایراد نیست. مشکل اصلی این است که با یک پورت نسبتاً ساده از بازی‌ای ۱۳ ساله مواجه هستیم. این نسخه برای پلی‌استیشن ۴ عرضه شده و حتی نسخه بومی پلی‌استیشن ۵ محسوب نمی‌شود. در طرف دیگر، کاربران Xbox Series از قبل می‌توانستند نسخه اصلی را از طریق قابلیت Backward Compatibility اجرا کنند و حتی از ارتقای وضوح تا 4K بهره ببرند. کاربران کامپیوتر نیز همچنان منتظر مانده‌اند. این موضوع باعث می‌شود ارزش خرید این نسخه برای برخی کاربران چندان بالا نباشد. وضوح بالاتر اتفاق خوبی است و نسخه سوییچ نیز امکان تجربه بازی را به‌صورت قابل حمل فراهم می‌کند، اما نبود ارتقای جدی مانند اجرای ۶۰ فریم بر ثانیه یا بهبود اساسی گرافیک، ناامیدکننده است.

Undead Nightmare؛ یک امتیاز بزرگ

در کنار بازی اصلی، بسته الحاقی Undead Nightmare نیز قرار دارد. این بسته داستانی متفاوت را روایت می‌کند که در آن جان مارستون باید در جهانی پر از زامبی‌ها زنده بماند. یکی از بهترین ویژگی‌های این بسته آن است که می‌توانید مستقیماً از منوی اصلی وارد آن شوید و لازم نیست ابتدا کمپین اصلی را به پایان برسانید. Undead Nightmare فضای متفاوتی دارد و در مقایسه با داستان جدی و تاریک بازی اصلی، لحظات سرگرم‌کننده‌تر و حال‌وهوای ترسناک و طنزآمیز ارائه می‌دهد. البته نبود بخش چندنفره اصلی ناراحت‌کننده است، اما وجود بازی اصلی در کنار Undead Nightmare همچنان محتوای قابل‌توجهی را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد.

Red Dead Redemption هنوز ارزش تجربه دارد؟

بله؛ بدون تردید. حتی اگر Red Dead Redemption II تقریباً در همه زمینه‌ها نسبت به نسخه اول پیشرفت کرده باشد، این موضوع چیزی از ارزش بازی اصلی کم نمی‌کند. Red Dead Redemption همچنان یکی از بهترین نمونه‌های ساخت یک جهان‌باز زنده، داستان‌محور و باورپذیر است. این بازی نشان می‌دهد که یک جهان‌باز خوب فقط به اندازه نقشه یا تعداد مأموریت‌هایش وابسته نیست؛ بلکه به لحظاتی بستگی دارد که بدون برنامه‌ریزی قبلی برای بازیکن اتفاق می‌افتند.

شاید هنگام حرکت با اسب در یک جاده ساده، ناگهان با یک حیوان، یک غریبه، یک سرقت یا یک درگیری مواجه شوید و همان اتفاق کوچک تبدیل به خاطره‌ای شود که سال‌ها بعد هنوز آن را به یاد داشته باشید. پورت جدید Red Dead Redemption شاید آن نسخه ایده‌آلی نباشد که بسیاری از طرفداران انتظار داشتند. نبود نسخه بومی PS5، نرخ فریم ۳۰، بهبود محدود گرافیک و حذف بخش چندنفره از نقاط ضعف آن هستند.

اما هیچ‌کدام نمی‌توانند واقعیت اصلی را تغییر دهند: Red Dead Redemption هنوز یک شاهکار است. اگر به دنبال تجربه یک وسترن متفاوت هستید، اگر از داستان‌های مربوط به یاغی‌های قدیمی و غرب وحشی لذت می‌برید، یا اگر می‌خواهید ببینید راک‌استار چگونه یکی از ماندگارترین جهان‌های بازی‌های ویدیویی را ساخته است، Red Dead Redemption همچنان انتخابی فوق‌العاده است. گاهی برای دیدن عظمت یک اثر لازم نیست آن را دوباره از نو بسازید؛ کافی است اجازه دهید همان چیزی که سال‌ها پیش ساخته شده، دوباره فرصت درخشیدن پیدا کند.